السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آژير)

83

مناسك حج (فارسى)

پس هنگامى كه قريش ديدند كجاوه پيامبر صلى الله عليه و آله رفت ، چيزى در دلشان پديد آمد ، زيرا اميدوار بودند پيامبر از مكان ايشان افاضه كنند ، تا به « نمره » رسيدند كه روبه روى اراك در دل عرفه قرار دارد . پس خيمه حضرت صلى الله عليه و آله برپا شد و مردم نيز خيمه‌هايشان را در همانجا زدند . چون خورشيد به زوال رسيد ( ظهر شد ) پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خارج شد و قريش همراه او ، در حالى كه غسل كرده بود ، و تلبيه را قطع نمود و در مسجد بايستاد ، و مردم را پند داد ، امر و نهيشان كرد ، سپس نماز ظهر و عصر را با يك اذان و دو اقامه بپاداشت . سپس به موقف ( محل وقوف در عرفات ) رفت و درنگ كرد پس مردم از هم پيشى مىگرفتند تا اطراف محل توقّف شتر پيامبر را به عنوان موقف برگزينند . پيامبر شتر خود را كنار بُرد ، مردم همان كار را انجام دادند ، سپس حضرت فرمود : « اى مردم ! تمام اين مكان موقف است » و با دست خود موقف را به مردم نشان داد . پس مردم پراكنده شدند ، و همين كار را در مزدلفه نيز كرد . پس وقوف كرد تا خورشيد غروب كرد ، و بدنبال آن افاضه كرد و مردم را به آرامش خواند تا اينكه به مزدلفه رسيد كه همان مشعر الحرام است . حضرت با يك اذان و دو اقامه نماز مغرب و عشا را بخواند ، و در آنجا اقامت كرد تا نماز صبح را بگزارد ، و ضعيفان بنىهاشم را در شب به شتاب واداشت و بديشان دستور داد تا خورشيد طلوع نكرده رمى جمره ( جمره عقبه ) نكنند . پس هنگامى كه روز روشن شد ، به سوى منى افاضه كرد و به رمى